راستش را بخواهم بگویم، الان دو ماه و شش روز است که عاشق شده ام. کراشم یکی از معدود پسران خوشگلی است که جذابیت و خوش تیپی و هوش را همراه با هم دارد. هیچ ایرادی بهش وارد نیست. رابطه ای با هم نداریم. در یکی دو تا از دور همی ها و مهمانی ها دیدمش. نمی دانم دوست دختر دارد یا نه. روابطش خیلی عجیب تر از این است که بتوان لیبل زد. استاکر عکس هایش شده ام. مدام دلم میخواهد بپرم کله ی قشنگش را بگیرم، دستانم را دو طرف کله اش بگذارم روی موهای کوتاه روشنش و ببوسمش. سلیقه هایمان نیز کم و بیش به هم می خورد. البته نمی دانم چقدر اهل مطالعه است اما در معماری و تجسمی اشتراکات زیادی داریم. فکر کنم تنها مشکلش این باشد که موسیقی کلاسیک ایرانی گوش نمی دهد( مطمئن نیستم ولی به نظر نمی رسد اهلش باشد). امروز صبح که از خواب بیدار شدم، با چشمان بسته گوشی را از زیر بالشم بیرون کشیدم دیدم نوتیفیکیشنم مربوط به لایکش به عکسم است. نا خودآگاه نیشم باز شد. نیوزفیدم را چک کردم دیدم عکس جدیدی گذاشته. مثل همیشه پشت فرمان ماشین نازش. دوستش در صندلی کناری عکس را گرفته. او دارد جلو را نگاه می کند از پشت عینک آفتابی اش. سیگاری بر لب دارد.
برچسب: he is taking it slow,he is taking things slow,he is taking over,he is taking his time with me,he is taking me for granted,he is taking a hate movement mainstream,he is taking things very slow,he is taking time to think,he is taking it really slow,he is taking it too slow,
نویسنده: نیکا جعفری
تاريخ: چهارشنبه
21 مهر
1395 ساعت: 2:47